تبلیغات
PSYCHOLOGIST - خلاصه فصل 3 کتاب اصول مصاحبه بالینی بر مبنای DSM IV

PSYCHOLOGIST

آدمها اگر به خدا اعتقاد قوی (یقین) داشته باشند ؛ زندگی آنها به کمال مطلوب می رسد .

فصــل ســـوم

در این فصل 3 گروه از تکنیکها مربوط به کسب اطلاعات از بیمار مطرح می­شوند:

-تکنیکهای گروه اول: مربوط به بیمارانی است که همکاری دارند و معمولا به صورت باز و آشکار بیشتر مشکلاتشان را بیان می­کند

-تکنیکهای گروه دوم: مربوط به بیمارانی است که بخشی از مشکلات خود را از مصاحبه گر پنهان می­کند

-تکنیکهای گروه سوم: مربوط به بیمارانی است که بدون اینکه بدانند، اداراکاتشان را از خودشان و دیگران تحریف می­کنند

*بطور کلی بیماران به یکی از سه صورت زیر مشکلات خود را مطرح می­کنند:

1)با برون ریزی تمام مشکلات (شکایات)

2)با مطرح کردن بعضی از مشکلات ولی پنهان کردن موضوعاتی که برایشان ناراحت کننده است(مقاومت)

3)با غامض و گیج کننده ساختن موضوع برای شما، و حتی برای خود بیمار(دفاعها)

*شکایات

-زمانی که بیمار با شکایت کردن آغاز به بیان می­کند مصاحبه گر فقط باید به او کمک کند تا به صحبتهای خود ادامه دهد، مشکلاتش را بصورت دقیق و با جزئیات بیان کند و همه جوانب مشکل را کاوش کند

-سه گروه رویکرد مکمل این کار است : تکنیکهای گشاینده، روشن کننده، پیش برنده

*مقاومت

- سودمندترین تکنیکها برای کمک به بیمار جهت غلبه بر مقاومت عبارتند از: پذیرش و رویاروکردن

- در مورد بیماری که مقاومت می­کند باید به او نشان دهید که به مقاومت او توجه دارید و ان را درک می­کنید ولی در همین زمان سعی کنید بیمار را متقاعد کنید که رها کردن مقاومت برای او سودمند است.

*دفاعها

-اداره کردن دفاعهای بیمار مشکل­ترین کار است  ؛ تکنیکهایی که برای شکایاتها بکار می روند:

تکنیکهای گشاینده یا آغازین

-به هنگام مصاحبه با بیمار روانپزشكی باید تعادلی بین فرصت دادن به بیمار داستانش با کلام خودش و کسب اطلاعات لازم برای تشخیص برقرار شود. - با استفاده از رویکرد سوالات وسیع و باز در ابتدای مصاحبه به بیمار فرصت داده می­شود مشکلاتش را با کلام خود مطرح کند ؛ سوالات  سودمند و مفید:(چه کمکی از دستم برمی آید)(از کجا شروع کنیم) و...  -با چنین رویکرد بیمار محوری انتخاب موضوع صحبت به بیمار واگذار می­شود، دیدگاه بیمار نسبت به مشکلش مشخص می شود و شکایت اصلی بیمارنیز آشکار می­شود.

- سوالات وسیع و باز، کمتر مطلبی را به بیمار القا می کنند وبه بیمار اجازه می­دهند تا آنچه را که برایش مهمتر است بیان کند. - اما تنها استفاده از سوالات باز باعث می­شود که مصاحبه گر به علائم کلیدی دست پیدا نکند.   

- و یا بر عکس استفاده تنها از سوالات بسته باعث می­شود مصاحبه گر هرگز به شکایت اصلی بیمار دست نیابد.  - سوالهای باز، پاسخ های حقیقی و واقعی، فردی و خودانگیخته به دنبال دارد.  

- اشکال سوالات باز این است که ممکن است به پاسخ­هایی بیانجامد که طولانی، نامعتبر ومبهم و ناقص باشند.

- مزیت سوالات بسته در این است که به پاسخ های سریع، واضح، معتبر ودر مورد یک موضوع مشخص می انجامد. - اشکال سوالات بسته در این است که گاهی این سوالها به پاسخ های مثبت کاذب منتهی می­شوند و آزادی بیمار را دربیان خود، محدود می کنند. 

- در مورد بیمارانی که بیش از حد شکایت دارند، افرادی که مایلند مورد پسند مصاحبه قرار گیرند، سوالات بسته اطلاعات کمی از بیمار بدست می­دهند.  

- بهتر است در یک مصاحبه ابتدا سوالها بصورت باز مطرح شوند و سپس به تدریج محدودترو اختصاص‌تر گردند.  - هر موضوع جدید را بایک سوال باز و وسیع شروع کند،سپس با سوالهای هدفدار پیگیری کنید. 

- در انتها با یکسری سوالات با طیف باریک وگاهی با سوالهای بسته،نوع بله یا خیر، مصاحبه به پایان برسانید. - بیماران وسواسی سوالهای بسته ومشخص را ترجیع می­دهند. 

* تکنیکهای روشن سازی:  

- اختصاصی کردن یا تصریح ، -- تعمیم ، - بررسی علائم ، - سوالات هدایت کننده ، - کنکاش

- ربط دادن مطالب  ، - خلاصه کردن

اختصاصی کردن یا تصریح

مصاحبه گر به اطلاعات صریح، دقیق وروشن نیاز دارد و گاهی که بیمار مبهم صحبت می کند و پاسخ­های  تک کلمه ای می­دهد، بهتر است مصاحبه گر به سوالهای بسته تغییر مسیر دهد.- کلمات مبهم رابایدبه بیمار برگردانید،چنانچه پسخوراند، نتیجه ای نداد، برداشت خود ازجوابها را به او برگردانید. اگر باز پاسخ واضحی نداد از بیمار بخواهید شدیدترین یا آخرین رخداد واقعه­ای که در این زمینه داشته را از ابتدا تا انتها برای شما تعریف کند.

 * تعمیم (Generolization)

- گاهی بیمار بجای اطلاعات کلی در مورد الگوهای رفتاری ثابت و مکرر که مصاحبه گر به آن نیاز دارد، اطلاعات اختصاصی ومحدود به یک زمینه خاص را بیان می­کند، در این گونه موارد از تکنیک تعمیم استفاده می­شود. - گاهی بیمار یک واقعه منفرد و اخیر را مطرح می­کند که معرف علائم معمول او نمی باشد . بنابراین مصاحبه گر سوالش را با استفاده از اصطلاحاتی مانندمعمولاً ،مرتباً،بیشتر اوقات یا اغلب تکرار می­کند.

*وارسی علائم (Hecking symptom)

- زمانی که بیمار بصورت مبهمی مشکلش را بیان می­کند، مصاحبه­گر می­تواند برای کمک با بیمارفهرستی از علائم رابرای تعیین هر نوع آسیب شناسی روانی به وی ارائه کند. 

*پرسشهای هدایت گر(Leading question)

- در این تکنیک پاسخ های خاص به بیمار القا می­شوند. - پرسشهای هدایت گر معمولاً در بیماران مضطرب و وابسته به انکار علائم می انجامد ویا اینکه  در بیماران ستیزه ومخالف گرا به تناقص­گوی ودروغگویی منجر شود. - اگر می­خواهید اطلاعات معتبر وبدون تحریف بدست آورید از سوالهای هدایت کننده اجتناب کنید ولی اگر قصد دارید بیمار را در جهت خاصی تحت نفوذ قرار دهید بهتر است از این نوع سوالها استفاده کند. 

- اگر می­خواهید بیمار اظهار مثبت شما را تکذیب کند می توانید از سوالهای هدایت کننده استفاده کنید.

*کنکاش(Probing)

- برخی از بیماران به طور نادرست و بدون اینکه توضیح دهند چرا، معانی و اهمیت خاصی به تجارب خود می­دهند در چنین شرایطی، مصاحبه­گر باید بکوشد تا دلایل چنین ادعاهایی را معلوم سازد. این امر توسط تکنیک کنکاش انجام می­شود. -کنکاش در سطوح بسیار متفاوتی بکار گرفته می­شود. از تعیین سطح بینش بیمار به هذیانها تا جستجوی بیشتر موضوعی که به نظر می­رسد بیمار می­خواهد آن را پنهان کند. -در مورد بیماران هذیانی، یا بیمارانی که تماس اندکی با واقعیت دارند، کنکاش وسیله­ای اساسی است تا بدون اینکه بیمار احساس کند با او مقابله می­کند و به او کمک شود تا داستان خود را بیان کند.

-این بیماران چندین خصوصیت دارند:

- در طول مصاحبه رفتارهای ناهنجاری دارند ،  - معانی جادویی به حوادث می دهند

- او می­گوید شخص دیگری وی را برای دیدن شما فرستاده است ،  افکار خرافی و افکار بیش بها داده شده ­اند.

- با استفاده از این تکنیک، منطق زمینه­ ای تفکر بواسطه برملاشدن تعابیر غلط، آشکار می­شوند.

-کنکاش جهت تعیین محتوای فکری بیمار از نظر عقاید انتساب و هذیانها بسیار مفید است.

-کنکاش وسیله­ای برای بیرون کشیدن واکنش­های هیجانی افراد به سایر رویدادهای زندگی نیز هست.

*ربط دادن مطالب (Interrelation)

- در این تکنیک، ارتباطات غیرمنطقی که بیمار شما در طول مصاحبه روان تشخیص بیان می­کند کاوش می­شود.

- ارتباط دادن عقلائی می­تواند آشکار کننده تفکر مختل، و ارتباط دادن هیجانی آشکار کننده عاطفه مختل باشد.

*خلاصه کردن(Summorizing)

- خلاصه کردن در مورد بیمارانی که پاسخ­های مبهم یاحاشیه­ای دارند، آنهایی که تداعی شل دارند، یا پرش افکار، مانند بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی وسیكلوتایمی مفید است.

- خلاصه کردن توجه بیمار را معطوف می­کند و به او می­رساند که شما درباره آنچه او گفته است چه فکر می­کنید.

**تکنیک­های پیش برنده(steering Technique)

-این تکنیک ها به مصاحبه­گر کمک می­کند تا توجه بیمار را از جزئی به جزء دیگر و از یک موضوع به موضوعی دیگر هدایت کند -این تکنیک­ها مصاحبه­ گر مدارند:

1-ادامه دهی 2-پژواک  3-هدایت

*ادامه دهی(Continuatuion)

-ادامه ­دهی ساده ­ترین تکنیک پیش برنده است

-این تکنیک بیمار را تشویق می­کند به ادامه داستان خود بپردازد و در ضمن به او نشان می­دهد که در مسیر درستی پیش می­رود. -این تکنیک به بیمار می­گوید که اواطلاعات تشخیصی سودمندی را بیان می­کند.

-این تکنیک شامل ژستها، تکان دادن سر، حفظ تماس چشمی و عباراتی چون (بعد چه اتفاقی افتاد؟)(در این مورد بیشتر بگید) و... ؛ - مزیت این تکنیک در این است که به بیمار فرصت می­دهد تا مشکلاتش را با زبان خودش بیان می­کند، بدون اینکه علائم مطرح شوند

*پژواک (Echoing)

- در این تکنیک قسمتی از پاسخ­های بیمار که مایلید بیمار توضیح دقیقتری در مورد آنها بدهد را تکرار می­کنید.

-این تکنیک زمانی استفاده می­شود که بیمار چندین موضوع را برای صحبت مطرح می­کند و شما می­خواهید بیمار رشته خاصی از افکارش را دنبال بکند و فعل سایر موضوعات را کنار بگذارد. -تکنیک پژواک در مورد بیمارانی که دچار حواس پرتی و یا حمله تکلم می­باشند، مفید است

*هدایت مجدد (redircting)

-تکنیک هدایت به بیمار نشان می­دهد که مسیر انحرافی را دنبال نکند و از او می­خواهد که دوباره به مسیر اصلی بازگردد. -این تکنیک زمانی استفاده می­شود که بیمار بدون اینکه مسیر خاصی را دنبال کند صحبت می­کند، در جزئیات نا مربوط مطالب غرق می‌شود یا از مشکلات اشخاص دیگر صحبت می­کند. -این تکینک در مورد بیمارانی که پرش افکار، تکلم مماسی، حمله تکلم و حاشیه پردازی دارند مورد استفاده قرار می­گیرد.

*گذارها (Transitions)

- درطول یک مصاحبه، عناوین و موضوعات بسیاری باید پوشش داده شوند، بنابراین ناگریزید بیمار را برای تفسیر موضوعات، اغوا نمایید. گذارها به سه صورت می­باشند:

-گذارهای ملایم  ، -گذارهای تسریع شده ، -گذارهای ناگهانی

*گذارهای ملایم

-ناگذارهای ملایم به ارحتی می­توان از موضوعی به موضوع گیر رفت، زیرا ارتباط بین آنها امری بدیهی است

-گذارهای ملایم به دو صورت هستند:

-ارتباط علت و معلولی

-رابطه زمانی

-ارتباطات علت و معلولی: در این حالت فرض بر این است که اتفاقی که رخ داده است احتمالاً برکارکرد بیمار اثر گذاشته (ماننند سوءمصرف مواد و اثرات آن، رویدادهای زندگی و پیامدهای آن)

-رابطه زمانی: گذار ملایم و آرام از یک علامت به علامت دیگر بواسطه مربوط کردن علائم به همان مقطع زمانی، تسهیل می­شود -از عامل زمان می­توان بعنوان نقطه مرجع برای تغییر موضوع به موضوع نامربوط دیگر استفاده کرد.

*گذار­ های تسریع شده

-در گذارهای تسریع شده تاکید بر تغییر جهت در موضوع است آنها موضوع قبلی را از موضوع جدید جدا می­کنند. -می­توان از گذارهای تسریع شده به عنوان دیوارهای بین موضوعات مختلف مصاحبه تشخیصی استفاده نمود به خصوص جهت مطرح کردن ارزیابی کارکردهای وضعیت روانی. -گذارهای تسریع شده، توجه بیمار را احیاء می­کند و او را واقف می­کند که موضوعات متفاوتی تحت پوشش قرار می­گیرند

-با این تکنیک بیماران افسرده منزوی یا بیماران اسکینروفرنیك ممکن است فعالتر شوند.

-با این تکنیک بیماران مانیك که دچار حواسپرتی هستند توجهشان دوباره جلب می­شود.

- با این تکنیک بیماران وسواس- جبری که دچار حاشیه پردازی هستند بواسطه موضوع تازه تحریک شده همکاری بهتری نشان می­دهد

*گذارهای ناگهانی

-در این تکنیک بعد از یک هشدار کوچک، موضوع جدیدی مطرح می­شود

-این گذارها معمولاً زمخت، ناپسند و بدون ظرافت می­باشند(حالا، می­خوام تو را امتحان کنم)(بگذار ببینم امروز چه روزیه؟)  -گذارهای ناگهانی، تاثیر یک حاشیه متقاطع را دارد . -این گذارها مانع می­شوند از اینکه بیمار نقش دلخواهش را باز می­کند، تناقض گویی­های او آشکار می­شود.  -این گذارها کشف کننده­های دروغ دریک مصاحبه هستند

2) مقاومت

-در این کتاب منظور از مقاومت کوششهای آگاهانه و ارادی بیمار برای اجتناب از موضوعی خاص است

-مقاومت به صورتهای مختلف نمایان می­شود:

-امتناع واضح بیمار

-شکل غیرمستقیم مقاومت که عبارت است از تلاش­های بیماربرای منحرف و گیج کردن مصاحبه­گر از ادامه یک موضوع(او ممکن است پاسخ­های شما را فقط مختصر بدهد، یا اصلاً پاسخ ندهد یا بطور جدی شروع به صحبت درباره چیزهای دیگر کند یا ابهام گویی کند)

-دو دلیل شایع مقاومت:

1)تمایل بیمار در حفظ تصویری از خود

2)عدم اطمینان از پاسخ­های مصاحبه­گر با ترس از اینکه مصاحبه­گر او را طرد یا مسخره کند

-در رابطه از شش راهبرد زیر استفاده کنید:

1)بیان پذیرش                    2)رویاروکردن                             3)رویاروکردن با پیامدها

4)تغییر جهت دادن               5)مبالغه کردن                    6)القای لاف زنی

*بیان پذیرش(Expressing acceptance)

-هنگامی که بیمار از صحبت کردن اکراه دارد ولی آشکارا امتناع نمی­کند، معمولاً نگران مسخره شدن است

-چنانچه مصاحبه­ گر پذیرش افکار و احساسات بیمار را به وی بیان کند، بیمار احساس می­کند درک شده است

-برای کمک به بیمار در چیره شدن بر مقاومتش باید او را تشویق کنید  تا آنچه را که او می­کوشد تلویحاً بیان کند به طور شفاهی بیان کنید ؛ -به بیمار نشان دهید که او را می­فهمید

*رویا روکردن (Confrintation)

-این تکنیک، توجه بیمار را معطوف مقاومتش می­کند

-این تکنیک وقوف بیمار نسبت به مقاومت را افزایش داده و او را دعوت به توضیح مقاومت می­کند؛ -از این تکنیک در مواقعی که علائم زیر را مشاهده کردید می­توان استفاده کرد:

(اجتناب از تماس چشمی، سرخ شدن، مکرراً آب دهان را بلعیدن، کنترل بیش از حد عاطفه، تنش، بیقراری، گفتار تک سیلابی، سانسورکردن صحبت­ها، تاکتیک­های گمراه کردن، پنهان کاری، معین، تخفیف دادن و به حداقل رساندن علائم یا صحبت­های به شدت بی­هدف)

*رویاروکردن با پیامدها(Confrontation with consequence)

-برای استفاده از این تکنیک باید تا حدی از تمایلات بیمارآگاه باشید زیرا تکنیک بر پاداش دادن به تمایلات ونیازهای بیمار استوار است  -این راهبرد در مورد بیمارانی که سه سرسختانه از تمایل با شما سرباز زنند، مفید است -شکستن مقاومت  با زور برا رابطه سودی در برندارد. بنابراین فضایی را ایجاد کنید که در آن بیمار احساس حمایت شدن کند، بتواند نسبت به رفتارش پیدا كرده. و به جای اجبار آزادی انتخاب را تجربه نماید.

*تغییر جهت (Shifting)

-منظور از تغییر جهت دادن مسیر مصاحبه، رویکرد به یک مشکل از مسیر و جهت دیگر است

-با این تکنیک بیمار درباره مطالبی صحبت خواهد کرد که مایل به اشکار شدن آنها نیست

*مبالغه (Exaggeration)

-یک بیمار مضطرب وسواسی، یا بسیار با وجدان و وظیفه شناس اغلب از پذیرش، اشتباهات کوچک یا ناکامی­های خود اکراه دارد او واهمه دارد از اینکه مصاحبه­گر از ضعفهای شخصیتی او آگاه شود و او را طرد کند اگر چنین گراحی را حس کردید نگرانی بیمار را بوسیله قراردادن این نگرانی در یک دورنما کاهش دهید. -این تکنیک احساس اطمینان را در بیمار ایجاد می­کند و بر بی­میلی و اکراه به صحبت مراجع به موضوع موردنظر چیره می­شود.

*القا لاف زنی(Induction to bargging)

-بیمارانی که تمایلات ضد اجتماعی دارند اغلب مایلند گمان خوبی بر مصاحبه­ گر بگذارند. -آنها واهمه دارند از اینکه اعمال اجتماعی آنان این تصویر را ستیزه کند و بنابراین ممکن است بکوشند تا اعمال ضداجتماعی خود را سانسور کنند، در چنین مواردی علاوه بر تکنیک مبالغه می­توان از تکنیک القاء لاف زنی استفاده شود. - با این تکنیک شما به بیمارستان می­دهید که شما نقطه ضعف اخلاقی او را می­پذیرید . -عبارت شما در این تکنیک نشانگر پذیرش و درک شما است. و بعد از پذیرش در مرحله بعد شما می­توانید به بیمار توضیح دهید که پذیرش مشکلات او نه به معنی تشویق او به ادامه اعمال ضد اجتماعی است و نه بدین معنی است که از کارهای او اغماض می­کنید یا به آنها علاقه دارید، بلکه صرفاً بدین معنی است که شما می­خواهید به او فضا  و توجهی ارائه بدهید که وی بتنواند داستان خود را با عاطفه­ ای که ویژگی این نوع اختلال شخصیت می­باشد بیان کند

3)دفاعها

-آشنایی با مکانیزمهای دفاعی به درک محتوی و معانی آسیب شناسی روانی بیمار کمک می­کند

-دفاعهای بیمار همچنین ممکن است با ایجاد رابطه و اخذ تاریخچه تداخل کنند

 *DSM-IV 27 مکانیزم دفاعی را در واژه ­نامه تصرف می­کند

-کنش نمایی ،-پرخاشگری انفعالی ، تعیین نسبت یاپیوستگی،فرافکنی، نوع دوستی   ،                                    - همانند سازی فرافکنانه ، - پیش­بینی  ، دلیل تراشی ،-تخلیل اتیستیک  ، واکنش سازی ،-انکار ،     -واپس زنی ، -بی ­ارزش کردن  ، -اظهار وجود ، -حابجایی   ،  مشاهده ­گری خود ، -تجزیه    دو نیمه سازی ، شوخی ، والایش، آرمان سازی ،-سرکوبی ، توجیه عقلانی ، ابطال ، جداسازی عاطفه   ،   -دوری جستن آپاتیک ، -همه کار توانی   ، فرافکنی هذیانی ، تحریف پسیکوتیک ، انکار پیسکوتیک      

*شناسایی دفاعها

-مکانیزم­دفاعی سه جزء دارند:

1-یک رفتار قابل مشاهده (اغلب یک علامت)

2-یک تکانه یا قصدی که برای بیمار قابل قبول نیست و عامل استرس­زا و تعارض هیجانی ایجاد می­کند

3-فرآیندی که از طریق آن رفتار مشاهده بیمار(یا علامت) به قصد نیت و تمایل غیرقابل قبول متصل می­شوند

-ارتباط بین تمایل و قصد به رفتار اشکار و یا علامت فقط از طریق تعبیر و تفسیر استنباط شده از سوی درمانگر قابل دستیابی است و ممکن است بیمار آن را تایید یارد کند

*اداره دفاعها

-مکانیزمهای دفاعی، ادراک بیمار را از خود و محیط او تحریف می­کند.

- در یک مصاحبه درمانی بینش­گرا، درمانگر می­کوشد بیما را به دفاعها، مکانیزمهای زیربینایی آنها و ریشه­هایی ناخودآگاه آنها آگاه سازد، با این انتظار که بیمار رفتارهای دفاعی خود را با رفتارهای واقعیت گرایانه­تری جایگزین کند. -در مکانیزمهای دفاعی بیمار از این دفاع آگاه نیست و بر آن کنترل ارادی ندارد در نتیجه رفتارهای بیمارگونه ادامه می­یابد و مصاحبه را مختل می­کند.

**تکنیکهای موثر برای اداره کردن مکانیزمهای دفاعی:

-میان برزدن ،  -اطمینان بخشی ، -منحرف کردن حواس ،   -روبروکردن ، -تفسیر کردن

*میانه بر زدن (Bypassing)

- این تکینک بر یک اصل عقلی متکی است که در ضرب المثل به بهترین نحو بیان شده «بگذار سگهایی که خوابیده­اند، بخوابند»  -این تکنیک یعنی چشم پوشی کردن از مکانیزم دفاعی

*اطمینان بخشی (Reassuramce)

- در این تکینک با ایجاد حمایت، از اضطرابها و بدگمانی­های بیمار کاسته می­شود و اعتماد به نفس وی افزایش می­یابد. - در استفاده از این تکنیک باید از موضع بیمار به مکانیسم دفاعی نگاه کنید، این گرایش­ها « همدلانه این احساس را ر بیمار ایجاد می­کند که مصاحبه­ گر همراه اوست . -این کار در مورد بیمارانی که تحت فشار مشکلات قرار گرفته ­اند، بسیار موثر است . -در این اطمینان بخشی از نیاز وابستگی بیمار استفاده می­شود.

-این تکنیک زمانی بیشترین تاثیر را دارد که بیمار، شما را فرد همدلی مشاهده کند

*منحرف کردن حواس(Distraction)

- این تکنیک در مورد بیمارانی مفید است که خلق غیرطبیعی دارند مانند مانیا، افسردگی توام با کندی و مسمویت با مواد. -چنین حالتهایی را باید با استفاده از محرکهای قوی توجه بیمار را جالب نمود محرکهایی مانند«صدا کردن نام بیمار، با صدای بلند حرف زدن و یا لمس کردن» - محرک را می توان تکرار کرد یا با سایر محرکها ترکیب نمود . -از سوالهای کوتاه و بسته استفاده کنید

*رویاروکردن (Confrantation)

-در این تکنیک مصاحبه­ گر، توجه بیمار را به رفتار خاصی جلب می­کند که با این انتظار که بیمار این رفتار را درطی مصاحبه بشناسد و آن را اصلاح کند ؛ -این تکنیک برای بیماری­های هذیانی مناسب است ؛ -به هنگام رویاروکردن، باید از نقطه مساعدی شروع کنید که بیشتر به بیمار کمک کند و بتواند رفتار نامناسبش را درک کند و در همان زمان باید بیمار همدلی شما را نیز احساس کند.

*تفسیر (Intropretation)

-تفسیر، آنچه از شما از رفتار بیمار فهمیده ­اید را بیان می­کند ؛ -از طریق تفسیر معنی افکار، و یا انگیزه رفتارهای بیمار به وی بیان می­شود ؛ -معمولا پس از تفسیر رویارویی انجام می­شود ؛ -یک تفسیر صحیح، به طور مناسبی رفتار بیمار را در زمینه کل رفتارهایی توضیح می­دهد ؛ -زمان یک تفسیر صحیح است که بیمار موافق آن باشد و به طور ارادی بیشتر آنرا بررسی کند و توضیح دهد ؛-زمانی که تفسیر، گفتگوی هیجانی بیشتری به دنبال داشته باشد یا زمانی که اطلاعات راهبردی به دست بدهد، به احتمال زیاد تفسیرتان اثربخش است ؛ -قبل از هر گونه تفسیر سعی کنید تمایلات آسیب و گزند را در بیمار ارزیابی کنید در غیراینصورت ممکن است بیمار تصور کند که مصاحبه­ گر فکرش را می­خواند و او را کنترل می­کند و این باعث قطع رابطه می­شود.  ؛  -تفسیر در مورد بیمارانی مفید است که همسطح شما پیش نمی­آیند و یا مشکلاتی در ارائه افکار و احساساتشان دارند ؛ -تفسیر برای اهداف زیر بکار می­رود: بیمار بیشتر درگیر شود، ادارکات نگرشهای خود را بیشتر بفهمد، و تشویق شود و در جریان مصاحبه و در زمان فعالیت بیشتری داشته باشد. -تفسیر به صورت مکانیزم­های مطرح می­شود و باید در یک زمان، سه جزء مکانیزم­های دفاعی مطرح شوند یعنی رفتار قابل مشاهده، تکانه قصد ناخودآگاه، و رفتار بیمار که این دو را یکدیگر مرتبط می­کند.

*تفسیر چهار بعد دارد:

-زمان­بندی ، موضع مساعد، دامنه، و تاثیر آن بر بیمار

1-زمان بندی: زمان مناسب برا تفسیر زمانی است که بیمار در مورد رفتارش کنجکاو می­شود، آمادگی دارد که معنی آن راکشف کند

2-موضع مساعد: نحوه ارائه یک تفسیر نیز بسیار مهم است موضع مساعد تفاسیر ممکن است از دیدگاه بیمار و یا دیدگاه مصاحبه­ گر مناسب باشد

در تفسیری که از نظر مصاحبه­ گر مساعداست بیمار ممکن است احساس کند از او انتقاد شده و عصبانی، رنجیده­ و بی­حوصله شود و مجبور به مقاومت می­شود در حالی که تفسیر صحیحی که از موضع مساعد بیمار ارائه شود، بیشتر احتمال دارد که از سوی بیمار پذیرفته شود و صحت ان را تاکید کند.

3-دامنه: تفسیر می­تواند در مورد موضوع محدودی باشد مثل رفتار گوشه­گیرانه و یا درمورد موضوعات وسیع­تر می­باشد مثل سبک زندگی، الگوهای مادام‌ العمر بیمار. تفسیرهای با  دامنه وسیع ممکن است اعتماد به نفس بیمار را لطمه زده و رابطه را نیز تخریب کند

*تفسیر بر بیمار:

تفسیر یک اثر هیجانی بر بیمار دارد. بیمار ممکن است آگاهی تازه ­ای از موقعیت خود بدست آورد احساس کند تحت فشار قرار گرفته است.



همه پیوندها