مسائل احتمالی

برای بعضی از بیماران تعریف احساس میکنند  مثل اینکه شکست خورده ام- احساسات است. این استدلال هیجانی مدرک اختار بیمار برای تغییر عقیده او درباره شکست خورده بودن است. به بیماران پیشنهاد میکنم روشی را بررسی کنند که فرهنگ لغت به تعریفها میرسند. فرهنگ لغت استفاده معمولی از یک لغت- که چگونه بیشتر مردم شکست را تعریف میکنند؟- است. پیشنهاد میکنم که تلاش کنیم با تعریفهایی که بتوانیم در یک مطالعه علمی استفاده کنیم، این کار را انجام دهیم که تعریفهایی که مردم دیگر استفاده میکنند به آنها اجازه میدهد به حقایق یکسانی بنگرند  و به همان نتایج دست یابند. مثلا اگر مردم را به صورت کمتر از سی درجه فارنهایت تعریف کنم، پس مردم میتوانند به سادگی مشخص کنند که بیرون سرد است. اگر رفتار موفق را به عنوان پیشرفت به سوی یک هدف تعریف کنم، پس میتوانم ارزیابی کنم که فردی به سوی هدفش پیشروی داشته اید به این ترتیب مشخص کنم آیا در نتیجه آن رفتار او به موفقیتی دست یافته است؟

 

شکل 2.1 تعریف عبارتها

 

مشکل با تعریفهای من

تعریف ها

عبارت ها

تفکر همه یاهیچ، انواع زیادی روابط متفاوت با درجات گوناگون مثبت و منفی دارم

تنها بودن

هیچ

دوستان، روابط عاشقانه و روابط کوتاه مدت زیادی دارم

روابط عاشقانه

روابط

کنسل شدن نباید به معنای ازدواج دائمی، سعادتمند باشد، برای درجات گوناگون زمان موارد میتوانند نسبتا مثبت تر از منفی باشند.

منتهی شدن به یک ازداوج دائمی، سعادتمند

کنسل شدن

 

سایر مسائلی که اغلب در رابطه با تعریفهای بیمار رخ می دهند تعریفهایی هستند که بسیار جهانی، مبهم، خصیصه فردی یا ناسازگار هستند. تعریفهای ممکن است با تغییر خلق، تغییر کنند. خاطرنشان کردن به بیماران که تعریف ممکن است بقدر کافی واضح یا دقیق نباشد. مفید است. یک روش انتقال این نکته این سوال است: اگر دیگران از تعریف بازنده شما استفاده کرده باشند، باید بتوانند عقب نشینی کنند و مردمی را مشخص کنند که بازنده هستند؟ این بسیار ارزشمند است که تعریفهای بیماران بتوانند آنقدر طرز فکر شخصی باشد که شباهت کمی با چگونه دیگران همان عبارتها را تعریف می کنند را  در نظر داشته باشند. درمانگر باید بپرسد آیا بیشتر مردم این عبارت را چگونه تعریف می کنند؟ یا چگونه دیگران از این عبارت استفاده می کنند؟

در تعریف، این عبارت ممکن است آنقدر ارزشمند باشد و بطور موضوعی تعیین شده باشد که نسبت به تعریف واقعا قابل اصلاح نباشد. مثلا برای هدف ما عبارت شخص ارزشمند بی معنی است زیرا روشی وجود ندارد که بتوانیم عقب نشینی کنیم و مشخص کنیم چه کسی ارزشمند است و چه کسی نیست. ممکن است قادر باشیم از عبارت اعمال ارزشمند استفاده کنیم- که اعمالی هستند که برای خود و دیگران ارزش دارند ولی حتی اینجا هم اطمینان چندانی وجود ندارد. با این قبیل عبارتهای بی معنی مانند  " فرد ارزشمند" یا " بازنده یا کاملا شکست خورده" فهمیدن اینکه آشفته هستند، عادی است. کمک به بیماران در تمرکز بر رفتارهایی که کمابیش برای آنها مطلوب است مرحله ای را برای ارزشیابی مشخص میکند که چگونه این رفتارها میتوانند تا حد زیادی افزایش یا کاهش یابند.

بررسی مراجعه به تکنیکهای دیگر :تکنیک های مربوط به این امر شامل فراخوانی افراد اتوماتیک، دسته بندی آنها در تحریفهای شناختی، جستجو برای مدرک ومقابله با اعتبار افکار و بررسی کیفیت مدرک است .

فرم

 فرم 2.1 (تعریف عبارتها، صفحه 58)

فرم 2.1 تعریف عبارتها

در ستون سمت چپ عبارتهای اصلی را در فکر اتوماتیک خود فهرست کنید. درستون وسط هرعبارت را تعریف کنید. در ستون سمت راست از خودتان بپرسید آیا از تحریفهای شناختی استفاده کرده ام؟ آیا اجازه تغییر را نداده ام- مثلا آیا خواسته ام که امور برای قابل قبول بودن می بایست به روش خاصی باشند؟ آیا روشهایی با شدت یا کمتری برای تعریف این عبارتها وجود ندارد؟ آیا دیگران از مجموعه تحریفهای متفاوتی استفاده می کنند.

فکر اتوماتیک:

 

مشکلات با تعریفهای من

تعریفها

عبارتها

 

 

 

منبع :

Cognitive Therapy Techiques: Robert L, Leahy