همه افراد هیجان‌هایی چون عشق و محبت، كینه و نفرت، غم و شادی، خشم و ترس و شگفتی را تجربه كرده‌اند. اینها هیجان‌هایی هستند كه در زندگی اهمیت فراوانی دارند و نه تنها در خوشبختی افراد مؤثرند بلكه در سلامت حافظه و نیروی عقل و ادراك نیز تأثیر می‌گذارند، به تجربه‌های افراد معنا می‌بخشند، در داوری درباره اشخاص و اشیاء دخالت می‌كنند و در تصمیم‌گیری و نحوه عملكرد افراد نفوذ انكارناپذیری دارند. (ریو، 1995، سیدمحمدی، 1378) هیجان‌هایی كه افراد احساس می‌كنند ناشی از ارزیابی اطلاعات است كه این ارزیابی شامل شناخت یا پردازش اطلاعات رسیده از محیط، بدن، حافظه فرد، تمایل به پاسخگویی به شیوه خاص و ملاحظه نتایج اعمالی كه ممكن است از حالت هیجانی بدست آیند می‌باشند. (شاكتر[1] و سینگر[2]، 1962، محی‌الدین بناب، 1375) هیجان‌ها زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده و به آن رنگ و جلوه خاصی می‌بخشند، هیجان‌های مثبت از قبیل: عشق یا محبت و اشتیاق می‌توانند روزگار ما را سرشار از لذت و هیجان‌های منفی از قبیل: ترس، افسردگی و خشم می‌توانند درون ما را مملو از ترس و وحشت و روزگار ما را سخت و طاقت‌فرسا سازند. (فرجی، 1371) بنابراین افكار و شناخت فرد در تعیین اینكه چه هیجان‌هایی برانگیخته خواهد شد نقش اساسی ایفا می‌كنند و پس از ارزیابی موقعیت سبب و اكنش‌ هیجانی می‌گردند. (اكمن[3]، 1992)، لیپر[4] (1970) به نقل از محی‌الدین بناب (1375)، معتقد است كه تقریباً همه رفتارهای ادامه‌دار و هدف‌گذاری افراد رنگ هیجانی دارد و براساس نظریه فروید (1949) به نقل از خداپناهی (1376)، رفتارهای هدف‌گرا به وسیله انگیزه‌ها ایجاد می‌شوند و فرد را برای رسیدن به رضامندی و آسودگی به تلاش وادار می‌كنند. در واقع هیجان‌ها انرژی انگیزه‌ها را فراهم می‌كنند. (تام كینز، 1981ـ1970، محی‌الدین بناب، 1375) و شناخت‌ها، انگیزه را ایجاد می‌كنند. (لویسكی و همكاران، 1992، خداپناهی، 1376) هنگامی كه هیجان‌ها و انگیزه‌ها تعامل یابند سبب تحریك‌شدگی ادامه دادن فعالیت، تسهیل یادگیری، كمك به ایجاد یادگیری و حل مسأله گردند. (لیپر، 1920، خداپناهی، 1376) و زمانی كه هیجان‌ها با شناخت تعامل یابند سبب افزایش آگاهی مشخص می‌شوند. (باور[5]، 1981، قاسم‌زاده، 1379) چگونگی تعامل انگیزش با هیجان و تعامل هیجان با شناخت موضوع هوش هیجانی[6] را مطرح می‌سازند. (مایر و سالووی[7]، سكاكی، 1382) در واقع هوش هیجانی توانایی‌شناسایی هیجان‌ها و پایه استدلال حل مسأله است و در بردارنده ظرفیت درك هیجان‌ها، كنترل و هدایت هیجان‌ها است. (باور، 1981، قاسم‌زاده، 1379)

هوش هیجانی شامل ویژگی‌هایی مثل توانایی تهییج و برانگیختن خود، استقامت و پایداری در برابر شكست، از دست دادن روحیه، واپس‌رانی افسردگی و ناامیدی در هنگام تفكر، همدلی و محبت و امید داشتن است. افرادی كه توانایی استفاده درست از هیجان‌های خود را دارند می‌توانند از اضطراب قابل پیش‌بینی برای برانگیختن خود جهت بهتر آماده شدن استفاده كرده و بر مسائل فائق آیند. (گلمن، 1995، پارسا، 1380).

 



[1] Schachter, S.

[2] Singer, J.S.

[3] Eikmam.

[4] Leeper,R.W.

[5] Bower.

[6] Emotional Intelligence.

[7] Mayer, J and Salovey.P.